تبليغاتX
زنده باد نماينده پرافتخار آزربايجان
آياز
آياز
سئل اوزونو وورار داشا..... یورولماز
Home My Email My Profile Turkcə
قطعه ای از دیالوگ فیلم Apokalipto ساخته Mel Gibson .

توضیح مختصر اینکه این دیالوگ توسط یک رئیس قبیله برای عده ای که دور آتش جمع ده و به صحبت های وی گوش می دهند گفته می شود:

تصویری از فیلم Apokalipto

و مردي تنها نشسته بود

غرق در اندوه

و همه حيوانات به او نزديك شدند و گفتند

دوست نداريم تو رو اينقدر غمگين ببينيم

هرچه ميل داري از ما بخواه تا به تو بدهيم

مرد گفت مي خواهم چشماني قوي داشته باشم

كركس پاسخ داد چشمان من از آن تو

مرد گفت مي خواهم قوي باشم

پلنگ گفت قدرتي مانند من خواهي يافت

آنگاه مرد گفت آرزو دارم اسرار زمين را بدانم

مار پاسخ داد: من آن ها را براي تو فاش خواهم كرد

و اين خواسته ها با ساير حيوانات ادامه يافت

و وقتي مرد از همه هداياي آن ها برخوردار گرديد...

از آنجا رفت

سپس جغد به حيوانات ديگر گفت:

اينك اين مرد بسياري از چيزهارا مي داند و بسياري از كارها از او بر مي آيد

و حالا ديگر من مي ترسم

آهوي كوهي گفت: مرد هرچه خواست يافت اكنون اندوه او پايان مي يابد

اما جغد پاسخ داد: نه!

در او حفره اي ديدم

عميق كه همچون يك گرسنگي سيري ناپذير است...

آنچه او را اندوهگين مي سازد همين است.

و آنچه باعث خواسته هاي او مي شود نيز همين است

او خواهد گرفت و خواهد گرفت

تا اينكه روزي دنيا به او خواهد گفت:

من ديگر وجود ندارم و چيزي ندارم كه به تو بدهم

 

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه شانزدهم آبان 1388 ساعت 11:24 توسط آیاز (محسن سعیدزاده) |


هنگام صعود مسیری از یک کوه معمولا به اختلاف ارتفاع دو نقطه توجه می شود که علی رغم مهم بودن آن اطلاع از فاصله مسافتی بین دو نقطه نیز بسیار مهم و در صعود ما تاثیر گذار است. از این رو در این پست سعی شده تا ضمن معرفی پناهگاه ها و مسیرهای معمول صعود در ۴ جبهه دماوند به فاصه مسافتی نقاط مختلف پرداخته شود.

تهیه و تنظیم: آیاز (محسن سعیدزاده)

مسیر جنوبی:

مسیر جنوبی - جهت بزرگنمایی کلیک کنید

نزدیک ترین آبادی: شهر رینه یا شهر پلور.

آغاز کار: دوراهی ۲۴۵۰ متر (در زمستان)-حسینیه ۳۱۲۰ متر(در تابستان)

اختلاف ارتفاع بین نقاط مختلف مسیر جنوبی:

دوراهی  تا حسینیه = ۶۷۰ متر اختلاف ارتفاعی - ۳۵۴۰ متر فاصله مسافتی

حسینیه تا بارگاه   = ۱۱۳۰ متر اختلاف ارتفاعی  - ۳۶۶۰ متر فاصله مسافتی

بارگاه تا قله          = ۱۴۲۱ متر اختلاف ارتفاعی - ۲۱۸۰ متر فاصله مسافتی

کل مسیر (دوراهی تا قله) = ۳۲۲۱ متر اختلاف ارتفاعی و  ۹۳۸۰ متر فاصله مسافتی

 

مسیر غربی:

....


ادامه مطلب
لينك مطلب | نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388 ساعت 8:50 توسط آیاز (محسن سعیدزاده) |


اگه یه پسر هستید و مجرد برای شما حدود ۳ میلیارد و خورده ای شخص وجود داره که به شرط داشتن شرایط در هر دوطرف می تونید یکی رو برای همسری خودتون در زندگی مشترک انتخاب کنید و یا اصلا هیچکدوم رو انتخاب نکنید. برای دختران نیز دقیقا همینطوره.

این یک امکانه نوعی آزادی عمل که به انسان ها حس خوبی می بخشه که یک امکان تو زندگی دارن و می تونن انتخاب کنن. فارغ از اینکه این انتخاب صورت بگیره یا نه یعنی از این امکان استفاده بشه یانه ذات این توانستن حس خوبی به همراه داره. من از این امکانم استفاده کردم.

جور ديگر بايد

لينك مطلب | نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آبان 1388 ساعت 8:3 توسط آیاز (محسن سعیدزاده) |


در چند روز گذشته چند تا حسن نیت دوروبرم دیدم. شما را در یکی از اونها شریک می کنم

حمد صديقيان

عکس -->سید حمید صدیقیان در حال حمل زباله جمع آوري شده در روز کوهنورد

عکاس -->حسن نجاریان

برداشت از سایت هیات کوهنوردی زنجان www.zanjanmount.ir

 

لينك مطلب | نوشته شده در یکشنبه دهم آبان 1388 ساعت 16:46 توسط آیاز (محسن سعیدزاده) |


مقدمه:

سال گذشته در جریان صعود تیم کلوپ دماوند به قله نانگاپاربات یکی از اعضای این تیم (سامان نعمتی) مفقود شد. پس از این اتفاق بحث های زیادی بر سر کوتاهی همنوردان کوهنورد مفقود شده جهت یافتن وی و برگزاری جشن صعود درحالیکه هنوزساعاتی از گم شدن همنوردشان نگذشته بود و حتی صحبت های تامل برانگیز زیادی در مورد صحت صعود این تیم به قله شد. آنچه در ادامه می خوانید روایتی کوتاه ولی بسیار تلخ است از جلسه ارایه گزارش تیم جستجوی سامان نعمتی.

«کلاغ ها»

گزارش تیم جست و جوی سامان نعمتی در نانگاپاربات

انجمن کوه نوردان ایران هشتاد و یکمین نشست همگانی خود را امروز در سالن شهریاران جوان ( خیابان ویلا ) برگزار نمود . گروه کوه نوردی قاجر قروه در آخرین قسمت این نشست به ارائه ی گزارشی کلی از مهمترین نتایج جست و جوی نشانه های سامان نعمتی در کوه نانگاپاربات و همچنین بررسی دلایل مفقود شدن و مرگ او  پرداخت . ارائه ی این گزارش توسط پدر سامان صورت گرفت . او سخنان خود را با بیان انگیزه های سفر تیم جست و جو به پاکستان آغاز کرد :

" ... ما همواره سعی داشته ایم ماجرا را باز کنیم و دلایل و علت های این حادثه را برای جلوگیری از حوادث مشابه به نقد بکشیم ... متاسفانه در ایران و آنچه در این یک سال و چند ماه گذشته در جامعه کوه نوردی شاهد بودیم تمایل به هر چه زودتر بسته شدن بی سروصدای پرونده و به زیر قالی (!) رفتن آن بود ... چون از ابتدای حادثه با این موضوع صادقانه برخورد نکردند و در گفتارشان راست گوئی و صداقت حاکم نبود _ و هنوز هم نیست _ بناچار مجبور شدیم برای پیدا کردن رگه هایی از حقیقت ماجرا خود عازم منطقه شویم و از افراد و شاهدان حادثه پرس و جو کنیم ... "

آقای نعمتی سپس به چگونگی آشنائی با افراد محلی شامل راهنماها ، آشپزها ، های پورترها و خلبان هلی کوپتر امداد منطقه ی نانگاپاربات اشاره کرد و افزود :

" با مطالبی که آماده کرده بودیم ، می خواستیم این افراد را از هدف خود آگاه کنیم تا بتوانند ما را در یافتن نشانی از سامان یاری دهند که در این زمینه بسیار موفق بودیم و بر حسب شانس، تعداد ٣۴ کوه نورد مشهور از کشورهای گوناگون جهان نیز برای صعود نانگاپاربات در منطقه حضور داشتند . از جمله کوه نورد پرتقالی جو گارسیا با سابقه ی صعود ١٣ قله بالای هشت هزار متر که به عنوان لیدر تیم ما انتخاب شد ... " 

پدر سامان در ادامه ی سخنان خود ، با توجه به نتایج بررسی ها و تحقیقات تیم جست و جو ، به نقد اظهارات و افشای دروغ های تیم نانگاپاربات باشگاه دماوند پرداخت :

_ آنان ( دماوندی ها ) عدم استفاده از های پورتر را از افتخارات برنامه ی خود می دانند ، در حالی که همین مسئله یکی از دلایل فرسوده شدن و از پای افتادن اعضای تیم در روزهای پایانی  برنامه بود و در حال حاضر نقش حیاتی های پورترها در جریان حوادث و بخصوص انتقال کوه نورد مصدوم به ارتفاعات پائین تر غیر قابل انکار است .

_ نکات بسیاری در فیلم ارائه شده ی تیم نانگاپاربات از واقعیت به دور است . آنجا که کاظم در فیلم می گوید ۴٠٠ متر با قله فاصله داریم ، در حالی که بنا به گفته ی کوه نوردان مستقر در منطقه ، فاصله بیش از این است . آنجا که محمد نوروزی در فیلم ، خراب بودن هوا را طی ٢٠ دقیقه آینده اعلام می کند ، در حالی که به گفته شاهدان محلی ، شرایط جوی در آن دو روز ابتدائی حادثه بسیار مناسب بوده است .

_ برای نجات سامان از آن شرایط بحرانی ، هیچ گونه تلاش و امدادی صورت نگرفته و کلیه فعالیت های امدادی در آن روزها ، فقط برای پایین آوردن پنج نفر اعضای تیم به کمپ اصلی بوده است . 

همزمان با نمایش قسمت هایی کوتاه _ به دلیل کمبود وقت _ از مصاحبه های انجام شده با افسر تیم و دیگر کوه نوردان محلی که هر یک به نوعی در زمان اجرای برنامه ی تیم باشگاه دماوند نقش و حضوری فعال و موثر  داشته اند ، آقای نعمتی به افشای یکی دیگر از دروغ های مطرح در باره ی این برنامه پرداخت :

" ... از همان ساعات اولیه حادثه به ما اعلام کردند که هوا خراب و وضعیت جوی نامناسب است . در فیلمی که از برنامه خود نمایش داده اند آقای نوروزی که فاقد هر وسیله ارتباطی _ با دنیای بیرون _ است با گفتن اینکه تا ٢٠ دقیقه دیگر توفان و رعد و برق در راه است چنان پیش بینی هواشناسی از خود بیان می کند که در هیچ جای دنیا وجود ندارد !! در حالی که اکنون و به گفته و شهادت این افراد ، دو روز اول هوا صاف و مطلوب بود و طی این دو روز طلائی که سامان همچنان در ارتفاع بالای هفت هزار متر زنده و در تکاپو مشاهده می شده هیچگونه امدادی برای نجات او انجام نشده است ... همچنین گفت و گو با خلبان هلی کوپتری که سال گذشته نیز در منطقه حضور داشت و گفت : هیچ درخواست عملیات امدادی از من نشد . می توانستم حداقل برای او بسته های کمک رسانی مانند چادر ، بی سیم و مواد غذائی بیندازم "

.

اشاره آقای نعمتی به محمد نوروزی با نکته ای جالب همراه بود . با آغاز گزارش تیم جست و جو ، محمد نوروزی در حرکتی نمایشی سالن را ترک کرد اما در راهروی بیرون ، با چهره ای مضطرب و نگران صحبت های پدر سامان را گوش می کرد :

 

آقای نعمتی در پایان سخنان خود به حادثه ای که امسال برای تیم کره ای صعود کننده به نانگاپاربات به وقوع پیوست و در جریان آن یکی از اعضای خود را از دست دادند اشاره کرد و همراه با نمایش فیلمی کوتاه به مقایسه  وضعیت روحی و میزان تاثر و اندوه  سرپرست و اعضای این تیم با جشن و شادی اعضای تیم باشگاه دماوند در کمپ اصلی پرداخت . مقایسه ای که برای بسیاری از شرکت کنندگان در جلسه ی انجمن ، بسیار تلخ و تکان دهنده بود :

" ... از اینها باید درس گرفت ... باید آموخت ... انسانیت را ... باید بیاموزیم که چطور می توان انسان بود ... آنچه مهم است آن اعتقاد راسخ به روابط انسانی ست که باید در وجود تک تک اعضای تیم باشد ... در حالی که سامان حرکت می کرد ... در حالی که چراغ او همچنان چشمک می زد ...   در حالی که آخرین کمک ها را استمداد می کرد... 

  اینان ( دماوندی ها ) به بریدن کیک و جشن خود مشغول بودند ... چه کسی باید به کمک او برود ...

.

.

.

.

 

تنها نانگا گفت : در آغوشم آرام بگیر !  ... و من افتخار می کنم به سامان ! ... افتخار می کنم به روح بزرگش ! ... افتخار می کنم به تمام آنهائی که در کوه از ناانسانی جان خود را از دست دادند ... " 


پي نوشت:

    به ياد دارم سال گذشته وقتي دوست هلندي ام در ايران بود بسيار از فداكاري و احساس هم نوع دوستي ايرانيان مي گفت و دليل بزرگش اتفاقي بود كه در گاشربروم ۱ افتاد و چند انسان براي همنوردشان براي دوستشان براي هموطنشان نه نه براي يك انسان جان خويش را به خطر انداختند شايد بتوان گفت از زندگي دست شستند و تصميم گرفتند يك بهمن زده را از آن ارتفاع و در آن شرايط طاقت فرسا به پايين برسانند كاري كه شايد تكرار ناشدني بوده و باشد. راستش نمي دونم اگه همين دوستم اين قصه تلخ رو هم بشنوه يا جايي بخونه اينبار در مورد ما چه فكري خواهد كرد!!

لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه ششم آبان 1388 ساعت 8:9 توسط آیاز (محسن سعیدزاده) |


اسامي پذيرفته شدگان اولين اردوي انتخابي تيم ملي هيماليانوردي آقايان كشور  كه در تاريخ 22 لغايت 24 مهرماه در ارتفاعات تهران برگزار گرديد به شرح ذيل اعلام مي گردد:


رديف

نام و نام خانوادگي

استان

 

رديف

نام و نام خانوادگي

استان

1

عظيم قيچي ساز

آذربايجان شرقي

 

24

بهنام سلحشوري

زنجان

2

طاهر پهنايي درمان

آذربايجان غربي

 

25

آرمان شهيري خائفي

فارس

3

رضا سليماني

آذربايجان غربي

 

6

ناصر ابراهيمي

كردستان

4

احسان رحيمي حاجي فيروزي

آذربايجان غربي

 

27

مختار ناوه

كردستان

5

مهدي گرمي پور

آذربايجان غربي

 

28

ناصر محمدي

كردستان

6

سروش لاجائي

آذربايجان غربي

 

29

سيدواسع سيدموسوي

كردستان

7

ايرج معاني گلستان

اردبيل

 

30

حسين ميرشكاري

كرمان

8

مهدي حبيبي

اصفهان

 

31

مجتبي فياض بخش

كرمانشاه

9

اصغر راجي

اصفهان

 

32

حميدرضا باقرپور

كرمانشاه

10

ايمان احمدپور مباركه

اصفهان

 

33

رضا بهادري

كرمانشاه

11

محسن حيدري

ايلام

 

34

فاخر عوض زاده مهريان

كهگيلويه و بويراحمد

12

بهرام عليرضائيان

ايلام

 

35

بابك عوض پور

كهگيلويه و بويراحمد

13

عباس رنجبري صوفياني

تهران

 

36

حسين اصغري

گلستان

14

محمد نادريان

تهران

 

37

مجيد نعمت الهي

لرستان

15

حميدرضا سنجري جيريائي

تهران

 

38

عبدالرضا نعمت الهي

لرستان

16

جعفر ناصري

تهران

 

39

حسن زارعي

لرستان

17

سيدعبدالحسين صالحي

تهران

 

40

رضا اياز

لرستان

18

هادي صابري

تهران

 

41

موسي احمدكيا دليري

مازندران

19

محمود هاشمي سوقه

تهران

 

42

نيما افسائي

مازندران

20

سعيد حاجي بگلو

خراسان رضوي

 

43

علي ميرزائي

همدان

21

حسين مقدم

زنجان

 

44

امين معين

همدان

22

سعيد كريمي

زنجان

 

45

حميد نائيني

همدان

23

محسن سعیدزاده

زنجان

 

46

آرمان حداد

گيلان


لينك مطلب | نوشته شده در سه شنبه پنجم آبان 1388 ساعت 8:33 توسط آیاز (محسن سعیدزاده) |


دریاچه ارومیه ... 800 سال بعد

 اورمو گولو

کاوشگران و کارشناسان باستان شناسی فصل جدیدی از کاوش را در شوره زارهای ارومیه آغاز نموده اند.
گفتنی است که سر گروه تیم کاوش هدف از انجام کاوش های جدید را تلاش برای اثبات یا رد مدعای برخی از دانشمندان، که اعتقاد دارند در دوره ایی از زندگی بشر این منطقه دریاچه بوده است بیان داشته و ادامه داده است که نظریه ها در این باره متفاوت است گروهی این مکان را دریاچه دانسته اند گروهی رودخانه و گروهی دیگر اعتقاد دارند که این مکان زباله دانی شهرداری آن زمان شهر بوده .

در پی کاوشهای قبلی کارشناسان بقایای یک باند پلی را کشف کرده اند که حاوی لوحی ارزشمند بوده که به زبان پیشینیان بر روی آن حک شده است که : « مردم عزیز ارومیه امسال نوروز را با گذر از این پل سپری خواهند کرد » .
کارشناسان با آزمایشهای ایزوتوپی قدمت این کتیبه را به سال 1386 تخمین می زند و متاسفانه به جهت آسیبهای محیطی نام گوینده این سخن از بین رفته است.

هنوز دانشمندان جهانی پاسخی برای یک بانده بودن این پل نیافته اند عده ایی اعتقاد بر آن دارند که این پل بر اثر گذر زمان تخریب شده و اکنون تنها یک باند، آن هم نیمه کاره به جا مانده و گروهی دیگر این موضوع را در ارتباط با سبک معماری آن زمانیان دانسته و تاسیسات جانبی را به منظور توسعه احتمالی پل می دانند .

    گفته می شود یکی از دلایل عمده رد فرضیه دریا بودن این منطقه در سالهای دور وجود همین پل است چرا که بسیاری از دانشمندان معتقد هستند که انسانهای آن دوره به خوبی واقف بودند که وجود چنین سازه ایی منجر به آلودگی های محیط زیستی فوق العاده ایی می شده است لذا تصور اینکه با وجود دریاچه بودن این منطقه در آن زمان دست به احداث چنین پلی زده اند، معقول به نظر نمی آید و یا حکایت از کمینه علم آن زمانیان از محیط زیست دارد که با نوشته های مستند همخوانی ندارد .
برعکس یافتن مقادیر عظیمی بطری پلاستیکی که به گفته کارشناسان در گذشته از آنها برای حمل نوعی نوشیدنی گاز دار که آن زمانیان به آن نوشابه می گفتند و همین اواخر در کاوشهای جدید باستان شناسان در محله کوکاکولا در غرب تهران بقایای کارخانه آن را یافت کرده اند ، این نظریه را قوت می بخشد که در گذشته از این محل برای دفن زباله های پلاستیکی  استفاده می کردند. 

    یافتن تعداد بسیار زیادی دمپایی ، لنگه کفش ، عینک شنا ، مایو و ... در اطراف این منطقه کاوشی نقاط  قوت نظریه دریاچه بودن این منطقه است ولی مخالفان این طرح ادعا دارند هیچ قوم و گروهی توانایی خشک کردن یک دریاچه با آن عظمتی که گفته میشود را در این مدت کوتاه ندارد.

 عدم یافتن فسیل موجود زنده در این منطقه گواهی دیگر بر مدعی مخالفان است و طرفداران این نظریه اعتقاد دارند که دلیل عدم یافتن فسیل موجودات زنده که آن را آرتمیا می نامند، نبود دریاچه نیست بلکه صید بیش از حد این موجودات است ، مردمان آن روزگاران به حدی در صید این موجود زنده افراط کرده اند که حتی جسد یک دانه از آنها نیز به منظور تبدیل شدن به فسیل باقی نمانده است لذا در این زمان فسیلی از آنها یافت نمی شود.

 برعکس یافتن تعداد بسیار زیادی فسیل خیار مدعی موافقان بر دریاچه بودن این منطقه است چرا که اعتقاد بر آن است که مردم آن روزگار برای فرار از سوزش چشم در هنگام برخورد با آب شور دریاچه از خیار بهره می جستند.
مخالفان نظریه با اشاره بر اکتشاف بقایای برخی مکشوفات از قبیل پوست موز ، اشغال تخمه ، نون خشک، لنگه جوراب ، سی دی های خام و پر شده ، نخاله ساختمان، قاب عینک و کلاه حصیری ضمن رد مدعای موافقان ، پرتاب این اشیا را در این منطقه در صورت دریاچه بودن آن یک فاجعه می نامند و با استناد به نوشته های پیشینیان این افراد را مردمانی آشنا به محیط زیست معرفی می کنند.

 با توجه به آنچه که در بالا رفت امیدواریم تا با کاوشهای جدید در فصل پیش رو با یافتن مدارک و بقایای جدید مستنداتی را برای طرح یا رد مدعاهای رفته بدست آوریم و دانشمندان بتوانند کلید اسرار آمیز این منطقه را بیابند.
مهديه پورشاد

لينك مطلب | نوشته شده در یکشنبه سوم آبان 1388 ساعت 9:49 توسط آیاز (محسن سعیدزاده) |


 
 

 

اگر شما نتوانيد خود را روي گيره‌ها نگه داريد ديگر مهم نيست كه كمر شما چقدر قوي است يا پاهايتان چقدر خوب مي‌باشند ويا تحمل شما چقدر زياد است، زيرا ديگر نمي‌توانيد روي يك مسير بالا برويد. اين موضوع در زمانيكه شما شروع به انجام كشش‌هاي سخت در حالت آويزان روي گيره‌هاي كوچك و يا متوسط مي‌كنيد، بيشتر واقعيت پيدا مي‌كند. زمانيكه شما قادر به نگه داشتن خود روي گيره هايي كه مجبور به انجام كشش روي آنها هستيد مي‌شويد، در اين موقع اگر كمر و بازوي شما به اندازة كافي قوي نباشد نخواهيد توانست تا از مسير صعود كنيد.

مقدمه

بهترين تمرين براي سنگنوردي، خود سنگنوردي است. اين مقاله در تلاش است تا بعنوان ابزاري براي تقويت انگشتان، كمر و بازوي شما مورد استفاده واقع شود. و اين در صورتي است كه شما يك سنگنورد مبتدي نباشيد. اگر شما يك سنگنورد مبتدي هستيد (‌مسيرهايي را با درجه سختي كمتر از 5.8 صعود كرده‌ايد) بهترين كاري كه مي‌توانيد براي تقويت انگشتان خود انجام دهيد، سنگنوردي است. در زمانهايي كه شما وقت كافي براي خارج شدن از منزل و سنگنوردي را نداريد،‌ بهترين كاري كه مي‌توانيد انجام دهيد انجام برخي از تمرينهاي تقويت كمر،‌ بازو و انگشتان است.

پروسة تقويت انگشتان يك پروسة بسيار كند مي‌باشد كه ممكن است ماهها بطول بيانجامد و اين بدان علت است كه بدست آوردن قدرت در انگشتان زماني اتفاق مي‌افتد كه تاندونها و پولی انگشتان شما قوي شوند. ممكن است شما كمي حيرت كرده باشيد كه تاندونها و پولي ديگر چه هستند. خوب بايد بگوييم كه تاندونها...


ادامه مطلب
لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388 ساعت 13:14 توسط آیاز (محسن سعیدزاده) |


گزارش اولين اردوي  تيم هاي ملي كوهنوردي ايران

 

 

22-24 مهر 88

البرز مركزي

محسن سعيدزاده

 هنوز بر سردوراهي رفتن يا نرفتنم كه مدارك يكي يكي آماده مي شوند. نمي توانم تصميم بگيرم مثل هميشه. يك طرف علاقه و تمايل بي پايان براي بودن و در طرف ديگر هزار و يك مشكل كه شمردنش شايد فقط يادآوريشان مي كند.

گويا مثل دفعات پيش قرار نيست من تصميمي بگيرم و كاري كه بايد بشود خواهد شد. سه شنبه  است و من  همراه با حسين مقدم، بهنام سلحشوري و سعيد كريمي چهار شركت كننده زنجاني هستيم كه جهت شركت در اولين اردوي انتخابي تيم هاي ملي براي صعود هاي سال آينده (89) رهسپار تهران مي شويم. ساعت 6:30 عصر با يك سمند جاده اي به تهران مي رويم و شب را در منزل يكي از دوستان كوهنورد مي گذرانيم و ساعت 5 صبح روز بعد (چهارشنبه 22 مهر 88) جلوي مجموعه ورزشي شيرودي هستيم. ثبت نام ساعت 6 شروع مي شود و ساعتي زود رسيده ايم. عده اي قبل از ما نير آمده اند. بالاخره ساعت 6 مربيان و مسئولان فدراسيون مي آيند و دربهاي مجموعه ورزشي باز مي شود. كار ثبت نام 2 ساعتي طول مي كشد. دقايقي از 8 گذشته به طرف دو اتوبوسي كه  براي انتقال كوهنوردان در نظر گرفته شده حركت مي كنيم.

-جمعا 41 نفر ثبت نام كرده اند.

اين را آقاي شعاعي (رئيس فدراسيون) در جواب سوال حسين عنوان مي كند.

انتظار شركت نفرات بيشتري را داشتم. ولي بي شك همگي صاحب انگيزه و توانايي بالايي هستند.

ساعت 10 صبح در ديزين پياده مي شويم و آقاي اولنج (سرپرست و مربي برنامه) صحبت هاي آغازين را مي كند و معيارهاي امتياز دهي نفرات را به اين صورت اعلام مي كند:


ادامه مطلب
لينك مطلب | نوشته شده در شنبه بیست و پنجم مهر 1388 ساعت 9:10 توسط آیاز (محسن سعیدزاده) |


این دومین مطلب برای روز شماری زمستانه

۶۹ روز تا آغاز فصل زیبای من  (۹ هفته و ۶ روز)

در مطلب پیش یه دوست عزیز نظر زیبایی رو نوشته بود البته خصوصی شاید نمی خواسته با اسم باشه پس من نظر قشنگشو بدون اسمش م ذارم تا شما هم ببینید:

زمستان زیبایی رخ رامی شکند ولی زیبایی دل می درخشد، منم عاشق زمستونم،

شاید چون رنگ بی رنگی هاست،

شاید چون بوم سفید نقاشی است که هنوزفطرت پاک کودکانه،از افکار به عاریت گرفته بیرون غرق رنگ ها نشده وهنوز بوم سفید دلهاست که نقاب رنگارنگ ذهن درخشش سفیدش را رنگین نکرده،

شاید چون عجین شده با فطرت حقیقی ماست. سرمای برف جان فرساست و سفیدیش روح افزا،من نیز چون تو بی صبرانه در انتظارم که در بی کران سفیدی به تماشایش بنشینم که با درخشش دانه های برف وخنکای شیرین آن تبلور دانه ها،در عمق دلم احساس شعف کنم و غرق در سکوت بی پایانش شوم و جه زیباست مسرور شدن در بی نهایت سفیدی.در دورترین دورها که بتگری،میعادگاه آسمان وزمین را سفیدیست که چه زیباست پیوستن به این دورترین دورها............

عجين شده با همان حس عجيب

 مطمئنم با ديدن اين عكس ميگه اين كجاست نكنه هنوز توش شنا نكرديم؟؟

 آمارشو بگير اين هفته بريم....

لينك مطلب | نوشته شده در دوشنبه بیستم مهر 1388 ساعت 8:45 توسط آیاز (محسن سعیدزاده) |


Home | Archive | Email